ابن داود الحلي

30

سه ارجوزه در كلام ، امامت وفقه ( فارسي )

به عبارت بهتر : پايه‌ريزى كلام بر أساس فلسفه - دانسته وبرخى عوامل جنبي را نيز در تشديد اين مقابله بر شمرده‌اند . « 1 » امّا غالب ايشان بطور خواسته يا ناخواسته از بيان يك واقعيت انكارناپذير پرهيز كرده‌اند . وآن اينكه سردمداران ظاهري وپيشگامان رسمي ديني اجتماع بزرگ مسلمين ، توانايى لازم براي پاسخگويى به پرسشهاى اعتقادي وشبهات فكرى را نداشتند . واز آن مهمتر ، بسيارى از ايشان از آگاهى همه جانبه نسبت به معارف ديني محروم بودند وچه بسا فهم ودرك حقايق عقلي از حيطهء قدرت ايشان بيرون بود . گذشته از اين ، بسنده كردن به ظواهر آيات قرآني ورها نمودن بياناتى كه از مفسّران حقيقي قرآن رسيده بود ؛ نوعي ظاهربينى وجمود ذهني را پديد مىآورد كه در هاله‌اى از قداست مذهبي فرو رفته بود ؛ به گونه‌اى كه قشرهاى معتقد به ارزشهاى ديني جرأت تحقيق وپرسش در زمينه‌هاى ياد شده را بخود راه نمىدادند . « 2 » امّا اين مخالفت صريح وخشن ، در بسيارى از مقاطع زماني نه تنها عامل تحكيم پايه‌هاى ديني نشد ؛ بلكه اوّلا بر گرايش مسلمانان به مكاتب فكرى غير ديني افزود وراه را براي نفوذ اين أفكار هموار ساخت . ثانيا پندار ناسازگارى معارف ديني را با موازين عقلي تقويت نمود ، بحدّى كه مراجعه به متون ديني ( قرآن وكتب اخبار ) براي دريافت وشناخت عقايد مذهبي ، اقدامى ساده‌انديشانه وقشرى تلقّى گرديد . به عبارت ديگر : ستيز متولّيان

--> ( 1 ) - ر . ك . تاريخ علم كلام / 26 - 28 + بيست گفتار / 11 . در اين مقاله از بزودى نقل شده است كه : « ولا يرى معتزلىّ ولا قدرىّ الّا يعلم شيئا من الفلسفة » - غزالى نيز در احياء العلوم به اين نكته اشاره دارد كه شايد يكى از علل مخالفت با علم كلام ، آميختگى آن با علم كلام ، آميختگى آن به مفاهيم فلسفي باشد ( المحجة 1 / 261 به نقل از أبو حامد در احياء العلوم ) + ونيز رجوع شود به فرهنگ معارف اسلامى 4 / 34 - 35 + شوارق الالهام لاهيجى / 4 - 5 ( وى در اين گفتار تصريح مىكند كه مخالفت با منطق وفلسفه غالبا از سوى دانشمندان أهل سنّت انجام شده است ) . ( 2 ) - ر . ك . الغدير جلد 6 تا 11 + معالم المدرستين ج 2 + نقش ائمّه در احياء دين جلد 1 تا 7 + مصاحبه مرحوم علّامه طباطبائى با پروفسور كربن دربارهء شيعه ( منتشر شده توسط نشريهء مكتب تشيّع ) .